X
تبلیغات
تسنن

تسنن
ما اهل سنت اهل شعار نیستیم 
لینک های مفید
<
|
چرا ابوهریره (رضی الله عنه) که فقط 4 سال نبی اکرم(صلی الله علیه و اله و سلم)را درک کرده بود در صحیح بخاری ناقل 4000 حدیث بود ولی مولانا علی(علیه السلام)

فقط بیست حدیث در صحیح بخاری نقل شده؟یا از سیدنا عمر(رضی الله عنه)هم کم روایت نقل شده؟راستش این شبهه برای خودم هم پیش امده بود که بحمد لله جوابش را

در سایت اسلام تکس پیدا کردم که اینجا نقل میکنم.


اگر روایات تکراری و مشابه را از مجموع احادیثی که از ایشان بما رسیده حذف کنیم تقریبا فقط 2000 حدیث باقی میماند
2–روایاتی که از ابوهریره بما رسیده تقریبا تمامی آنها از کانال های دیگر؛ یعنی توسط بقیه اصحاب رضی الله عنهم نیز به نحوی روایت شده اند. و این خود بهترین شاهد بر صدق سخنان ابوهریره رضی الله عنه است.
3–حضرت ابوهریره نه زن داشت نه بچه و نه کار و نه تجارت و نه زراعت، او شب و روز ملازم رسول الله صلی الله علیه وسلم بود.
و واضح است که کیفیت مهم است نه کمیت، یعنی کیفیت بودن با رسول الله صلی الله علیه وسلم مهمتر است از مدت بودن با ایشان، ابوهریره در حج و درجهاد و در مسجد همیشه همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم بود حتی که کارهای خانه اش را نیز انجام میداد.
ابوهریره رضی الله عنه را مقایسه کنید با حضرت خالد رضی الله عنه، او هم تقریبا همزمان با ابوهریره مسلمان شد اما از ایشان احادیث معدودی داریم،زیرا خالد رضی الله عنه مرد ثروتمند و سرشناسی بود و زنان و فرزندان داشت و همیشه ملازم رسول الله صلی الله علیه وسلم نبود، بلکه به ماموریت های مختلف میرفت.
4- فاکتور عمر  را نیز در رابطه با ابوهریره از یاد نبرید،حضرت ابوبکر رضی الله عنه هرچند که بهترین دوست و نزدیکترین یار رسول الله صلی الله علیه وسلم بود، اما بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم ، ابوبکر فقط دوسال و اندی زنده بود و اما ابوهریره بعد از رحلت رسول الله صلی الله علیه وسلم 48 سال دیگر در این جهان زندگانی داشت.
مردمی که اطراف ابوبکر رضی الله عنه بودند، نیز صحابی بودند و خودشان نیز سخنان رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیده بودند.
علاوه بر این، ابوبکر رضی الله عنه در همین مدت کوتاه سرگرم کارهای خلافت بود لذا تعجبی ندارد که با توجه به عامل کوتاهی و درازی عمر، ما از ابوهریره رضی الله عنه احادیث زیادی در دست داشته باشیم.
خصوصا که اطراف ابوهریره مردمان جدیدی پدیدار شدند، که پیامبر را ندیده بودند و بشدت کنجکاو بودند تا درباره ایشان بیشتر بدانند.
5–یکی از بهترین دلایل ما بر صدیق بودن ابوهریره ، احادیثی است که در زمان خودشان تحقق یافت
مثلا حدیث کشته شدن حضرت عمار بدست گروه باغی
و یا اینکه ایشان همیشه به خدا پناه میبرد از سال شصت و حکومت کودکانه، (حتما از رسول الله صلی الله علیه وسلم چیزی شنیده بود)، و مقصود از سال 60 سال و حکومت کودکانه، حکومت یزید بود که تحقق یافت. و دعایش قبول شد و یکسال زودتر از این تاریخ به جهان باقی رفت.
6–اما اینکه امیر المومنین عمر رضی الله عنه، ابوهریره رضی الله عنه را از نقل احادیث منع نمود، درست است اما این ممنوعیت خاص نبود، بلکه فرمان منع، عمومی بود، یعنی عمر رضی الله عنه میخواست اول کتاب خدا تثبیت شود و راضی نبود در این آغاز. طلوع اسلام مردم زیاد حدیث نقل کنند، و میترسید مردمان تازه مسلمان شده در دور دست ها،فرق قرآن و حدیث را نفهمند و آندو مخلوط شوند و این سیاست رسمی ایشان و خلفای صدر اسلام بود بود که اجازه تدوین همگانی احادیث را ندادند تا نقش قرآن برجسته شود.
و این سیاست هشیارانه سبب شد تا قرآن کاملا محفوظ بماند و در کمی یا زیادی آن اختلافی تا امروز بین مسلمانان نیست،
و حضرت عمر رضی الله عنه در همان حال میترسید که مبادا دروغ رواج یابد، خصوصا او از منافقین ناشناس واهمه داشت که مبادا دروغ به رسول الله صلی الله علیه وسلم نسبت دهند.
در همان کتاب سیر اعلام النبلاء که این یک جمله هست روایات دیگری در این باره نیز داریم
(یک)خالد طحان از یحیی بن عبدالله و او از پدرش و پدرش از ابوهریره روایت کرده که ابوهریره گفت:
مردم به عمر رضی الله عنه خبر دادند که ابوهریره رضی الله عنه زیاد روایت نقل میکند کسی را به دنبال من فرستاد به پیش او رفتم.
بمن گفت یادت میاید که یک روز در خانه فلانی در محضر رسول الله صلی الله علیه وسلم بودیم ؟
گفتم بله یادم میاید و میدانم چرا این سوال را میپرسی!!
عمر رضی الله عنه گفت چرا میپرسم ؟ گفتم:
إن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال یومئذ " من كذب علی متعمدا فلیتبوأ مقعده من النار "
آن روز رسول الله فرمود: هر کس به من سخن دروغی را نسبت دهد، پس نشمنگاه خود را در آتش جستجو کند.
عمر گفت: که اینطور !!!
پس برو روایت نقل کن
(دوم) امام احمد میگوید ابوهریره هر گاه میخواست حدیث جدیدی روایت کند آنرا را با همین حدیث ((هر کس بمن دروغ ببندد...........))شروع میکرد
البته روایت اول ضعیف است اما روایت دوم اسنادش صحیح است
پس حضرت عمر رضی الله عنه، ابوهریره رضی الله عنه را دروغگو نمیدانست، اگر عمر رضی الله عنه، ابوهریره رضی الله عنه را بعنوان دروغگو میشناخت هرگز او را در سالهای آخر خلافتش والی بحرین نمیکرد. همین دادن منصب فرمانداری بحرین به ابوهریره رضی الله عنه، بهترین دلیل است که حضرت عمر رضی الله عنه شناخت کافی از ابوهریره بدست آورده و او را از بهترین انسانها دیده است
و همه میدانیم که ایشان در انتخاب والی بسیار سخت گیر بودند و بهترین ها را والی میکردند.


موضوعات مرتبط: دیگر اصحاب (رض)
[ جمعه 1391/06/03 ] [ 11:4 ] [ عبدالله ]
تعریف بدعت، انواع و احکام آن

1- تعریف بدعت در لغت: از «بدع» گرفته شده که بوجود آوردنی است که قبلاً سابقه نداشته است. خداوند می ‌فرماید:
﴿بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأََََرْضِ﴾. (بقره / 117)
«به وجود آورندة آسمان‌ها و زمین است».
و می‌ فرماید:
﴿قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ﴾. (احقاف / 9)
«بگو: من اولین کسی نیستم که رسالت را از طرف پروردگارم به بندگان ابلاغ می ‌کنم».
بلکه پیامبران زیادی پیش از مقام رسالت را به عهده گرفته ‌اند.
وقتی گفته می‌ شود فلانی بدعتی بوجود آورده، یعنی: کاری انجام داده که قبلاً کسی آن را انجام نداده است.
بدعت دو نوع است:
1- بدعت در مسایل دنیوی مانند: اختراعات جدید که این نوع بدعت مباح است، چون اصل در مسایل دنیوی، مباح بودن است.
2- بدعت در دین که حرام است چون اصل در این نوع توقف است [بدون حکم شرعی عبادت کم و زیاد نمی ‌شود]. پیامبر -صلی الله علیه وسلم- می ‌فرماید: «من احدث فی امرنا هذا ما ليس منه فهو رد»[1]. «هر کسی در این امر ما [دین] چیزی وارد کند، که از آن نباشد، مردود است». و در روایتی دیگر می ‌فرماید: «من عمل عملا ليس عليه امرنا فهو رد»[2]. «هر کس عملی را انجام دهد که طبق دستور ما نباشد، آن عمل مردود است».
2- انواع بدعت دینی:
بدعت در دین دو نوع است:
1- بدعت قولی اعتقادی مانند دیدگاه‌ ها و اعتقادات جهمیه، معتزله، رافضه و سایر فرقه‌ های گمراه.
2- بدعت در عبادات، مانند عبادت الله به گونه‌ای که مشروع نباشد. که این خود پنج قسم است:
أ – عملی به نیت عبادت انجام شود، مثلاً عملی که هیچ اصل و اساسی در دین ندارد، به عنوان عبادت به دین افزوده شود. مانند بوجود آوردن نماز یا روزه‌ای غیر مشروع که در شرع، هیچ اصلی نداشته باشد، یا برپایی اعیادی غیر مشروع، مانند: جشن ‌های تولد و ….
ب – بر عبادت مشروع افزوده شود، مانند اضافه کردن رکعتی پنجم به نماز ظهر یا عصر.
ج – حالت خاصی در نحوة انجام عبادت مشروعی، انجام شود. مانند انجام اذکار مشروع با صدای بلند و یا بصورت دسته جمعی و یا خود را به سختی انداختن در انجام عبادت بطوریکه از حد سنت رسول الله -صلی الله علیه وسلم- فراتر برود.
د – اختصاص دادن عبادتی مشروع در وقتی که شریعت آن را خاص به آن وقت نکرده است، مانند: اختصاص روز و شب نیمة شعبان به روزه و شب زنده‌داری که اصل روزه و شب زنده‌داری عملی مشروع است، اما تخصیص آن به وقتی مخصوص نیاز به دلیل دارد.
3- حکم انواع بدعت ‌های دینی
هر بدعتی در دین حرام و گمراهی است. پیامبر -صلی الله علیه وسلم- می‌ فرماید: «وإياكم ومحدثات الامور فان کل محدثة بدعة وکل بدعة ضلالة»[3]. «از امور نو پیدا -در دین- بپرهیزید، که هر نو پیدایی بدعت است و هر بدعتی گمراهی». و می ‌فرماید: «من احدث فی امرنا هذا ما ليس منه فهو رد»[4]. «هر کس در این امر ما [دین] چیز تازه‌ ای وارد کند که از آن نباشد مردود است». و می ‌فرماید: «من عمل عملاً ليس عليه امرنا فهو رد»[5]. «هر کس عملی را که طبق دستور ما نباشد انجام دهد، آن عمل مردود است».
این سه حدیث دلالت بر این دارد که هر گونه نوآوری در دین بدعت و هر بدعتی گمراهی و مردود است. یعنی بدعت در عبادات و اعتقادات حرام است، اما تحریم آن بر حسب نوع بدعت متفاوت است. بعضی از بدعت ‌ها کفر صریح است، مانند طواف قبور به قصد تقرب به صاحبان آنها و پیش‌کش کردن قربانی و نذرها به آنها و کمک خواستن و طلب فریادرسی از آنان، و یا دیدگاه‌ها و اعتقادات افراطی جهمیه و معتزله.
بعضی از بدعت‌ها مقدماتی برای شرک‌ اند، مانند ساختن بارگاه و ساختمان بر قبور و نماز و دعا در کنار قبرها.
بعضی از بدعتها فسق اعتقادی است، مانند اقوال و اعتقادات خوارج، قدریه و مرجئه که مخالف با شریعتند، و بعضی دیگر معصیت است مانند ترک دنیا، در حال روزه زیر خورشید نشستن بخاطر ترک یا قطع شهوت جنسی [6].
تذکر:
کسانی که بدعت را به دو نوع حسنه و سیئه تقسیم کرده ‌اند، از حقیقت فاصله گرفته و با این گفتار پیامبر -صلی الله علیه وسلم- مخالفت کرده‌ اند که فرموده ‌اند: «کل بدعة ضلالة». «هر بدعتی گمراهی است». پیامبر -صلی الله علیه وسلم- تمام بدعتها را گمراهی دانسته اما این افراد می گویند: هر بدعتی گمراهی نیست بلکه بعضی از بدعت‌ها حسنه هستند.
حافظ ابن رجب در «شرح اربعین» می‌ گوید: فرمودة پیامبر -صلی الله علیه وسلم- «کل بدعة ضلالة» از عبارت ‌های جامعی است که هیچ استثنایی نمی ‌پذیرد و این اصل بزرگی از اصول دین است و این همانند فرمودة پیامبر -صلی الله علیه وسلم- است که فرموده ‌اند: «من احدث فی امرنا هذا ما ليس منه فهو رد» بنابراین هر کس چیز نو پیدایی که در دین اساسی ندارد را به دین نسبت دهد، مردود است. فرقی ندارد که در مسایلی اعتقادی باشد یا اعمال و اقوال ظاهری و باطنی»[7].
اما کسانی که می‌ گویند: بدعت حسنه وجود دارد، هیچ دلیلی ندارند بجز قول عمر -رضی الله عنه- در خصوص نماز تراویح که گفت: «نعمت البدعة هذه». «این بدعت خوبی است».
کسانی هستند که شبهه وارد کرده و می ‌گویند: «نوآوری ‌هایی انجام داده شده که سلف منکر آن نشده ‌اند. مانند جمع‌ آوری قرآن در یک کتاب، نوشتن حدیث و جمع‌آوری آن»، در جواب آنان باید گفت: «این اعمال در شریعت اصل و اساسی داشته و تازه بوجود نیامده‌ اند».
و مقوله‌ی عمر -رضی الله عنه- که گفت: «نعمت البدعة هذه» منظور بدعت لغوی بوده نه شرعی. و اگر برای چیزی لفظ بدعت بکار رفته باشد که اصل و اساسی در دین دارد، باید دانست که مراد، بدعت لغوی است نه شرعی، چون بدعت شرعی بدعتی است که در شرع هیچ اصلی نداشته باشد. و جمع‌آوری قرآن در یک کتاب اصل و اساسی شرعی دارد، چون به امر رسول الله نوشته شد. اما در زمان او به شکل یک کتاب نبود که اصحاب -رضي الله عنهم- به منظور حفظ آن، آن را در یک کتاب جمع‌ آوری کردند.
پیامبر -صلی الله علیه وسلم- چند شبی با اصحابش نماز تراویح را به جماعت خواند، سپس آن را به این خاطر ترک کرد که بیم فرض بودن آن را بر امت داشت. سپس اصحاب -رضي الله عنهم- در زمان پیامبر -صلی الله علیه وسلم- و بعد از وفاتش آن نماز را دسته دسته و پراکنده می ‌خواندند تا اینکه عمر بن خطاب –رضی الله عنه- دستور داد که همة آنان پشت سر یک امام نماز بخوانند، همانطور که به امامت پیامبر -صلی الله علیه وسلم- می ‌خواندند، لذا این بدعتی در دین نبود.
نوشتن حدیث هم اصلی شرعی دارد، و آن این که وقتی برخی از صحابه تقاضای نوشتن حدیث را از پیامبر کردند، پیامبر -صلی الله علیه وسلم- دستور داد تا برایشان نوشته شود. و صرفاً منع نوشتن حدیث بخاطر این بوده که بین احادیث و آیات قرآن، هنگام نوشتن التباس نشود. اما پس از وفات پامبر این مانع از بین رفت؛ چون قرآن قبل از وفاتش تکمیل شد و آن را حفظ کرده بودند، لذا مسلمانان بعد از آن احادیث را جمع ‌آوری کردند، تا نابود نشود. پس خداوند به آنان از طرف اسلام و مسلمین، بهترین پاداش‌ ها را بدهد. زیرا آنان کتاب پروردگار و سنت پیامبرشان را از نابودی حفظ کرده و دست دشمنان قرآن و سنت را از تحریف آن دو کوتاه کردند.


موضوعات مرتبط: بدعتها وخرافات
برچسب‌ها: بدعت وانواع آن
[ پنجشنبه 1391/06/02 ] [ 12:44 ] [ عبدالله ]

اهل سنت و جماعت همواره عقاید اهل بدعت را رد کرده و با بدعت ‌هایشان مبارزه و آنان را از آن منع می ‌کنند.


موضوعات مرتبط: بدعتها وخرافات
برچسب‌ها: تگها, بدعت, خرافات, نوآوري ديني, خرافات در دين
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1391/06/02 ] [ 12:38 ] [ عبدالله ]
<< مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سخن زیبا از سرور اهل سنت شیخ السلام مولانا عبدالحمید اسلام ندارد در خود عیبی هر عیبی است در مسلمانی ماست.................................این وبلاگ توسط عبدالله درست شده..........................................و بعضی ار مطالب این وبلاگ از بعضی از سایتهای اهل سنت تشکیل شده.....................................الله انان را جزای خیر بدهد
لینک های مفید
امکانات وب